ارتباط با مسئول سازمان

این مطلب ۱۲۴۵ بار خوانده شده

نکات خواندنی ملا احمد نراقی از کینه و دشمنی

حضرت امام محمد باقر - عليه السّلام - فرمودند كه: «هيچ كس بر مؤمنى طعنه نمى ‏زند مگر اينكه مى‏ ميرد به بدترين مردن ها».

تربیت اسلامی از توصیه های بزرگان دین برای مسلمانان است که در شماره های گوناگون، بخش های مختلفی را تقدیم حضور مخاطبان گرامی خواهیم کرد.

* كينه و دشمنى

کينه و دشمني بر دو قسم است: زيرا هر كه عداوت كسى را در دل دارد يا آن را در دل پنهان مى‏كند و انتظار زمان فرصت را مى‏كشد، يا آشكار درصدد ايذا و اذيت آن شخصى است كه او را دشمن دارد و اظهار عداوت او را مى‏كند.

قسم اول را «حقد و كينه» گويند، كه عبارت است از: پنهان كردن عداوت شخصى در دل.

و قسم دوم را «عداوت» نامند، و اين ثمره قسم اول است، زيرا كه: چون كينه قوّت گرفت و عداوت شديد گرديد، خزانه دل از محافظت آن عاجز، و پرده از روى كار بر مى‏دارد و قسم اول از ثمرات غضب است، زيرا كه: چون آدمى بر ديگرى خشم گيرد و به جهت عجز از انتقام يا مصلحتى ديگر آن وقت اظهار غضب نكند و خشم خود را فرو برد و در دل خود پنهان سازد كينه حاصل مى‏شود. و هر يك از اين دو قسم از صفات مهلكه و اخلاق رذيله است.

و از اخبار مستفاد مى‏شود كه: مؤمن كينه ور نيست و در غالب اوقات صفات مهلكه ديگر نيز از كينه و عداوت متولد مى‏گردد، چون حسد و غيبت و دروغ و بهتان و شماتت و اظهار عيب و دورى و ايذاء و سخريّت و استهزاء و غير اين‏ها از آفات و اعمال محرمه است كه دنيا و دين آدمى را فاسد مى‏سازد.

و اگر فرض شود كه هيچ يك از اين‏ها حاصل نشود همان خود بغض و عداوت او از امراضى است كه نفس قدسى را بيمار، و هميشه روح از آن متألّم و در آزار است. آدمى را از بساط قرب الهى دور، و از مرافقت ساكنان عالم قدس مهجور مى‏گرداند و صاحب خود را منع مى‏كند از آنچه شيوه اهل ايمان و شيمه اخيار و نيكان است، و از بشاشت و شكفتگى و مهربانى و فروتنى و مرافقت و همنشينى نسبت به كسى كه كينه او را در دل دارد و خود را از اعانت و قضاء حوائج او باز مى‏دارد و هر يك از اين‏ها درجه‏اى از دين را كم مى‏كند و پرده ميان آدمى و ميان بار يافتگان بزم تقرب مى‏گردد. و از اين جهت است كه در اخبار و آثار مذمت بى‏شمار در خصوص عداوت و دشمنى وارد شده است. حتى اينكه حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - فرمودند كه: «هيچ وقتى جبرئيل - عليه السّلام - به نزد من نيامد مگر اين كه گفت: اى محمّد از عداوت و دشمنى مردم احتراز كن». و فرمودند كه: «جبرئيل هرگز در هيچ امرى اين قدر به من وصيت نكرد كه در خصوص عداوت مردم». و حضرت صادق - عليه السّلام - فرمودند كه: «هر كه تخم عداوت بكارد همان را كه كاشته است درو مى‏كند».

- معالجه عداوت و دشمنى

و معالجه اين صفت خبيثه آن است كه: اول تأمّل كند در اين كه دشمنى و عداوت، شجره‏اى است كه به جز اندوه و الم در دنيا ثمرى ندارد و صفتى است كه غير از غصّه و غم اثرى نمى‏بخشد. ساغرى است كه به جز زهر جانگزا به كام صاحب خود نريزد و آتشى است كه به غير از دود كدورت از آن بر نخيزد، زيرا كه عدوّ مسكين هميشه با اندوه و غصه قرين، و پيوسته با رنج و محنت همنشين است. به سبب عداوت خاندان هاى كهن بر باد، و دودمان قديم از بيخ و بنياد بر افتاد. و بسا دولت هاى بى‏پايان كه به سبب عداوت به نكبت مبدّل، و بسا عزّتها كه بنيادش به تيشه عداوت سست و مختل گرديده.

بلكه آنچه از كتب و تواريخ و سيره‏ها و احوال مردمان، مكرر معلوم شده آن است كه:

هيچ دولتى به سر نيامد مگر به واسطه عداوت و دشمنى.

درخت دوستى بنشان كه كام دل به بار آرد // نهال دشمنى بر كن كه رنج بى‏شمار آرد

و اكثر آن است كه: مطلقا از كينه و عداوت، ضررى به آنكه او را دشمن دارند نمى‏رسد و بعد از آن ملاحظه عاقبت آن را در آخرت بنمايد كه آدمى را به عذاب اليم مى‏رساند. و چون اين امور را تأمّل كرد، و متنبه گرديد كه: عاقل هميشه خود را در حالتى باقى نمى‏دارد كه مضرّات آن به او عايد، و دشمن از آن منتفع گردد، پس سعى نمايد كه با آن شخصى كه عداوت و كينه دارد رفتار دوستانه و گفتار مشفقانه به عمل آورد. و با او به مهربانى و شكفتگى ملاقات كند. و در قضاى حوايج او سعى نمايد. و در مجامع و محافل، نيكيهاى او را اظهار نمايد. بلكه نسبت به او زياده از ديگران نيكى و احسان كند تا نفس را گوشمالى داده بينى شيطان را بر خاك مالد. و پيوسته چنين رفتار كند تا آثار عداوت از دل او بر طرف شود.

و ضد اين صفت، «نصيحت» است، كه عبارت است از: خيرخواهى و نيك پسندى بر ديگران و آن نيز بر دو قسم است: باطنى و ظاهرى.

اولى: عبارت از آن است كه: به دل، طالب خوبى و خير مسلمين باشد.

دومى: آن است كه خير و صلاح ايشان را به جا آورد.

و شرافت اين صفت بسيار، و فضيلت آن بى‏شمار است، همچنان كه در بيان صفت حسد مذكور خواهد شد.

- مذمت ضرب، فحش، لعن و طعن

بدان كه: از آثار و لوازمى كه بر حقد و عداوت مترتب مى‏گردد، ضرب و فحش و لعن و طعن است. و بسا باشد كه اين‏ها از مجرّد غضب نيز صادر گردند. و مى‏شود كه به جهت همنشينى اوباش و اراذل، و مصاحبت فسّاق و جهّال، و كسانى كه هرزه‏گو و معتاد به فحش دادن هستند، فحش دادن عادت كسى شود كه بدون دشمنى و غضبى فحش به زبان او جارى گردد.

و شكى نيست كه همه اين امور، مذموم است و قبيح، و در شريعت غرّا، حرام صريح‏اند. و موجب «حبط» اعمال و مولّد خسران مآل‏اند. و «ملّيين» و حكماء و متشرعه و ساير عقلاء بر خباثت آنها متّفق، و عقل و شرع بر حرمت آنها دو شاهد صادق.

اما ضرب: كه عبارت است از: زدن با دست يا چوب، يا آلتى ديگر. پس بدون جهت شرعيه، در حرمت آن شكى نيست و هيچ طايفه از طوايف بنى آدم، و هيچ فرقه از فرق عالم، بى‏جهت و سبب شرعى تجويز زدن كسى را نكرده‏اند و در اخبار و آثار، نهى صريح از آن شده و وارد شده است كه:

«هر كه مردى را تازيانه زند حق تعالى او را تازيانه‏اى از آتش خواهد زد». و اما فحش و دشنام و هرزه زبانى و بدگوئى: منشأ همه اين‏ها خباثت نفس و دنائت طبع است. و هر كه زبان او به اين‏ها دراز، البته خبيث النفس و از جمله اراذل و اوباش، معدود است. بلكه از بعضى اخبار مستفاد مى‏شود كه: رذل مخصوص شخصى است كه مضايقه نداشته باشد از اينكه هر چه بگويد و هر چه به او بگويند.

و حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - فرمودند كه: «مؤمن نيست كسى كه طعنه زن و لعن كن و فحش گوى و هرزه زبان است». و نيز فرمودند كه: «بهشت حرام است بر هر فحش دهنده». و در روايت ديگر از آن سرور مروى است كه: «هرزه‏گوئى و پرده‏درى از شعبه‏ هاى نفاق است». و نيز از آن حضرت منقول است كه: «چهار نفرند كه اهل دوزخ از آنها متأذّى‏اند:

يكى از آنها مردى خواهد بود كه پيوسته چرك از دهان او جارى خواهد بود، و آن كسى است كه در دنيا فحش گوى بوده». و نيز از آن جناب مروى است كه: «بهشت حرام است بر هر فحّاش هرزه‏گوى كم‏حيائى كه باك نداشته باشد از اينكه هر چه بگويد و از هر چه از براى او بگويند. و چنين شخصى را اگر تفتيش و تفحّص كنى و به حقيقت امر او بر خورى يا ولد الزنا است، يا نطفه پدرش با نطفه شيطان ممزوج شده، و اين شخص به وجود آمده...». (يعنى در وقت معاشرت و مجامعت پدرش، شيطان نيز در جماع با او شريك شده).

و در حديثى ديگر است كه هر گاه ببينى مردى را كه مضايقه ندارد از اينكه هر چه بگويد و هر چه در حق او بگويند، بدانيد كه او ولد الزنا است، يا به شراكت شيطان هم رسيده».

و اما لعن: و معنى آن راندن و دور كردن از خداست. پس شكى در بدى آن نيست.

و جايز نيست شرعا لعن كردن بر كسى مگر كسى كه متّصف به صفتى باشد كه آن صفت به نص شريعت موجب دورى او از خدا باشد و مجوز لعن او باشد. و ذم شديد در اخبار در خصوص لعن كردن رسيده.

و حضرت امام محمد باقر - عليه السّلام - فرمودند كه: «چون لعنت از دهان شخصى بيرون آيد ميان او و آن شخص كه به او لعنت شده تردد مى‏كند، اگر آن شخص مستحق لعن باشد به او متعلق مى‏شود و اگر نباشد به صاحبش برمى‏گردد». و از اين حديث مستفاد مى‏گردد كه: لعن به كسى كه سزاوار لعن نباشد، بر مى‏گردد به لعن كننده.

پس بايد نهايت احتراز را نمود و لعن نكرد كسى را مگر آنانى كه از صاحب شريعت مقدسه تجويز لعن ايشان شده. و والد ماجد حقير - قدس سره - در كتاب «جامع السعادات» فرموده است كه: آنچه (در شريعت‏) تجويز شده، لعن كردن به كافرين و فاسقين و ظالمين است. - همچنان كه در قرآن وارد شده است - و شكى در جواز لعن اين‏ها بر سبيل عموم نيست، به اين نوع كه بگوئى: «لعنة الله على الكافرين يا على الظالمين يا على الفاسقين».

نفرين به مسلمان

و مخفى نماند كه دعاى بد و نفرين به مسلمانان كردن نيز مانند لعن كردن است و مذموم است و خوب نيست حتى بر ظلمه، مگر در صورتى كه از شرّ و ضرر او آدمى مضطر و ناچار گردد.

و در حديث است كه: «گاه است مظلوم اين قدر نفرين ظالم مى‏كند كه مكافات ظلم او مى‏شود و زياد مى‏آيد، و اين زيادتى از براى ظالم باقى مى‏ماند و روز قيامت مطالبه مى‏كند». و اما ضد اين، كه دعاى خير باشد از براى برادر دينى بهترين طاعات و فاضل‏ترين عبادات است. و فايده آن بى‏حد، و ثواب آن خارج از «حيزّ عد» است بلكه در حقيقت كسى كه دعا به ديگرى كند دعا به خود كرده. حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمودند كه: «چون كسى در غياب برادر خود به او دعا كند فرشته گويد: از براى تو هم مثل اين باشد».

و فرمودند كه: «در حق برادر مستجاب مى‏شود دعائى كه در حق خود مستجاب نمى‏شود».

و از حضرت امام زين العابدين - عليه السّلام - مروى است كه: «چون ملائكه بشنوند كه بنده مؤمن برادر خود را دعا مى‏كند در غياب او، يا او را به خوبى ياد مى‏كند، گويند:

خوب برادرى هستى از براى برادرت، دعاى خير به او مى‏كنى و حال اينكه او حاضر نيست، و او را به خير ياد مى‏كنى خدا به تو داد دو مقابل آنچه از براى او خواستى. و ثنا كرد بر تو دو مقابل آنچه ثنا كردى بر او. و از براى تو است فضيلت بر او». و اخبار در اين خصوص بى‏حد است و چه كرامتى از اين بالاتر است كه هديه‏اى از دعا و طلب آمرزش از تو به برادر مؤمنت رسد و حال آنكه او در زير طبقات خاك خوابيده.

و تأمّل كن كه روح او به چه حد از تو شاد مى‏شود كه اهل و فرزندانش ميراث او را قسمت مى‏كنند و در مال او عيش و تنعم مى‏نمايند و تو او را در تاريكى‏هاى شب ياد مى‏كنى و از خدا آمرزش او را مى‏طلبى و هديه از براى او مى‏فرستى.

و حضرت امام محمد باقر - عليه السّلام - فرمودند كه: «هيچ كس بر مؤمنى طعنه نمى‏زند مگر اينكه مى‏ ميرد به بدترين مردنها». و بدان كه: اين‏ها كه مذكور شد از فحش و لعن و طعن، از آفات زبان است و از براى زبان آفات بسيار است از: غيبت، دروغ، سخريّه، استهزاء، شوخى، و غير اين‏ها، و ضد همه اين‏ها سكوت و صمت است.

نویسنده : ملا احمد نراقي- تلخيص از کتاب معراج السعاده، ص ۲۲۲ و ۱۸۵ و ۱۷۸

اخبار صفحه اصلی: 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.